کانال جدید برای ثبت روزمره ها
از همون روز تا امروز هر روز لحظه هایی شد که به خودم اومدم و دیدم دارم تو ذهنم اینجا حرف می زنم و می نویسم. اما مدام و هر لحظه دارم از زمان جا می مونم. گاهی فکر می کنم مفهوم درک زمان از کجا میاد؟ آیا واقعا سرعت زمین به دور خورشید زیاد شده یا این خاصیت سن و دهه چهارم زندگی هست که با یک فرصت کوتاه چرخوندن سر می گذره؟
کانال تلگرامم رو ساختم. می دونم چیزی نیست که همه توش|روش (!On it) باشن. می دونم که فضاش هیجان کلاسیک گونه فضای وبلاگ رو نداره. اما بذارین امتحان کنم. یه تلاش کوچک برای رسیدن به زمان. بذارین ببینم زمان حاضر می شه هر از چند گاهی برای من خسته سرعتش رو کم کنه، من نفس نفس زنان بهش برسم، دستم رو دراز کنم و بندازم رو شونه اش، نفس بگیرم و چند دقیقه زندگی کنم؟! اگر این لحظه اتفاق افتاد اون وقت گوشیم رو از جیبم می کشم بیرون، اون لحظه رو ثبت می کنم و با شما به اشتراک می گذارم.
خبر خوب اینه که برای شنیدن صدای شما اینجا رو هم روشن نگه می داریم. فقط با تناوب کمتر ...
خب، بیاید برم. اون ور منتظرتونم. در تلگرام ماهوجان (خلاصه شده ماه پیشانو جان) رو سرچ کنین یا این لینک رو توی بروزرتون بزنین. (حداقل این راهی هست که من بلدم)
https://telegram.me/mahoojan
یه کانال تازه پیدا می کنین با یه عکس عمیق از آسمون گرد استرالیا. اولین پست رو به زودی می گذارم. احساسم اینه که خاصیت تلفنی بودن اون کانال شما رو با جنبه های تازه ای از این حقیر آشنا می کنه که حتما سطحی تر از تصویر فعلیتونه، پیشاپیش عذرخواهی می کنم. این هم خاصیت وبلاگ بود که لحظه ها و بخش های عمیق تر من رو ثبت می کرد! ... اصلا می دونین چیه؟ چه اشکالی داره آدم یه تصویر فانتزی بسازه از زندگی که اصلا فانتزی نیست؟! همین الان دلم خواست امتحانش کنم!
(پ.ن.مرسی کوچه جان. این اسم رو جاودانه کردم!
)
متولد بهار 1361 هستم، در نیمه اول ماه فروردین، در نوروز ... آنقدر حس قرابتم با بهار نزدیک است که مدت ها به مامانم گله می کردم چطور ممکن است اسم دختری را که در این وقت سال، در نوروز به دنیا می آید بهار نگذاشت؟ می گوید نمی دانم اما می دانم که اسم الانت هم قشنگ ترین است. اسمی که من را به ماه مانند می کند.