امروز جمعه ست. بخش ما خالی و خلوت چون بیشتری ها برای یک ترینینگ داخلی، رفتن شهر. من هستم با مگ و جو. خانمی که در یک مدت کوتاه چند هفته ای جای مگ رو پر خواهد کرد تا جایگزین دایم پیدا شه. موبایل سفیدم قاب شده در نقش و نگار رنگی و نقاشی شده پاریس، امروز رکورد زده و از صبح تا ساعت ۱۰:۲۷ دقیقه صبح از ۱۰۰٪ شارژ به ۲۰٪ رسیده! ما رکورد زدیم !

عصر از اینجا به پابی می ریم در ساری هیلز، و همه هم میان برای دورهمی خداحافظی مگ. دیشب با امیر با هم رفتیم و براش یه کادوی خوب خریدم. خجالت می کشم کادو رو بهش بدم و منتظر یه وقت خوبم. حسابی کار سرم ریخته و الان وقتشه از مهارت مدیریت همزمان چندین کار که در رزومه ام بهش اشاره کرده بودم استفاده کنم!  

هفته خوبی بود. حتی با اتفاق چهارشنبه که از خستگی تو رستوران، قبل از سرو غذا و با حضور بچه ها حالم بد شد و امیر رو خورده و نخورده بلند کردم و خودم رو به خونه و رختخواب رسوندیم و برای دومین بار خاطره اسفناک رستوران کنزو تهران رو به مرز تکرار رسوندم. مطمئنم هیچ کس دوست نداره اون خاطره تعریف بشه !